|
اصل , اساس , ریشه و اصل کلمه
|
با پنجره ای که به سینه سنجاق کرده ای
نقطه می گذارم روبروی اسمت.
یعنی تمام
(این پنجره تمام زمستان طول می کشد)
ـ کیان ـ
موجی که توی سرت می ریزد
لای خیسی موهات سوت میکشد
کسی شبیه تو با سرب توی سینه اش
تمام شب برای ماهی ها داد زده
خواب نرمی است حالا
روی آب
که لبخند نم اش نیمه باز
سوت میکشد این موج
در امتداد منور
که خیره نگاهت
تمام شب
هنوز
ـ صبا ـ